تبليغاتX
به همین سادگی
 
به همین سادگی
 
 
سرک می کشم به هر سوراخی
 

دو دسته مقاله نوشته ام یک دسته پیش از انتخابات بوده و مربوط به انتخابات است دسته دیگر بعد از انتخابات بوده وقت من پای کلمات می گذرد و کلمه های من تنها برای دموکراسی شکل می گیرند اینجا خبری از تحجر نیست بوی خوش یارست و دوست.و راستی به جز یک دموکراسی کم رمق چه چیزی خواسته ایم؟این مقالات به شما خواهند گفت که چه چیزی می خواهیم.آنها که به رنگ آبیست هم من خوشم آمده هم خوانندگان......

۰-بلاگ جدید من که همسوست با این بلاگ

1-حکومت در پی خشونت است شما پرهیز کنید

2-مقایسه جنبش بیست و دوم خرداد و رویداد هجده تیر

3-تقلب در انتخابات یا کودتا در ایران؟من نمی دانم.

4-راز پیام موسوی و کروبی

5-یک سوال مهم،چه کسی پشتیبان تقلب زنندگان بود؟

6-چند روز آینده را همین امروز بخوانید!

7-تنها امید موسوی و کروبی ماندن جنبش در خیابان هاست

8-نامه های شفاهی رفسنجانی به رهبری

9-مقام رهبری در نمازجمعه و جنبش دموکراسی خواهی در خانه رقیب

10-تحلیل سخنان رهبری در نماز جمعه تهران

11-واکنش کروبی به سخنان رهبر در نماز جمعه،چه صراحتی!

12-خواستیم رای خود را پس بگیریم گفتند انقلاب کنید!

13-گزارشی از نبرد رهبر و هاشمی رفسنجانی!

14-من چه ناپاکم گر به جنبش نپیوندم!

15-آقای ده نمکی خون ما را ببینید و به چشمانتان شک کنید!

16-چرا موسوی و کروبی به چند روز آینده نمی اندیشند؟

17-افشاگری های ده نمکی و دستگیری سردار علی فضلی

18-راه پیروزی جنبشی بدون رهبر!

19-کمبود شدید حکومت در نیروهای سرکوبگر

۲۰-قهر محسن سازگارا از صدای آمریکا

۲۱-متن و تحلیل بیانیه شماره هشت موسوی یک گام به جلو

۲۲-ما از اول هم روزنامه نگار نبودیم!(پاسخی به محمد قوچانی )

۲۳-حسن خمینی به جنبش پیوست،سلام حسن خمینی!

۲۴-چرا روسیه عاشق اصولگرایان ایرانیست؟(عشق افلاطونی ایران و روسیه)

۲۵-آیا موسوی می تواند یک گاندی ایرانی باشد؟

۲۶-همه رازهای زندگی رفسنجانی!

۲۷-اگر موسوی دستگیر شود جنبش پیروز خواهد شد

۲۸-روزی که فرشته ها به داد احمدی نژاد شتافتند.آیا ما شیطانیم؟

۲۹-چه کسی پر خواهد کرد جای پسران و دخترانی را که دیگر باز نمی گردند؟

۳۰-خاتمی و ضعف های اخلاقیش!خدا را شکر میرحسین کاندید شد!

و من ادامه خواهم داد این روزها حسی در من فریاد می زند و من هم این فریاد را روی کاغذ می آورم تا دین خود را به جنبش ادا کنم این روزها من عاشق شده ام.عاشق ..............

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت   توسط رضا رادمنش 

گوش ها آماده بود و چشم ها پلک نمی زد تا یکی از رهبران این جنبش بر دهان شورای نگهبان بکوبد چه کسی بهتر از موسوی وکروبی ، تا بار دیگر صریحا اعلام نماید نه دیگر زیر بار حکم حکومتی می روند نه یارانشان را تنها می گذارند.این دو پیش از این هم از مبارزه ای نوین و بدون خونریزی سخن ها گفته بودند و در ضمن بارها فریاد زده بودند" امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم." 

یکی موسوی، یکی کروبی، یکی من، یکی تو. چه زیباست که تمام این فردیت ها یکی می شود و در این روزها این خطوط مدام به هو وصل می شوند جنبشی که اینهمه نقطه مشترک دارد مگر می توان به پیروزیش خوشبین نبود؟مگر می شود از همین روزها فریاد پیروزی را سر نداد؟ اما در مسیر پیروزی قرار گرفتن چه سخت تر از لمس پیروزیست اما مسیر هم به حرکات ما بسته است که میدانم همین نزدیکی هاست. 

شیخ و موسوی انتظار مردم را در ابطال نظر شورای نگهبان بی پاسخ نگذاشتند این یک عطش بود و این دو چه خوب و چه بهنگام پاسخ این عطش را دادند و نه مشروعیت دولت را صحیح دانستند و نه نشانی از تدین برای دولت و حامیانشان قایل شدند.هر چند هر دو ناله کردند از برخوردهای ناجوانمردانه و از ظلمی گفتند که بر خویش و حامیانشان روا داشته اند اما امید در این دو بیانیه چیزی بود که بر فغان و ناله رجحان داشت. 

در بیانیه هر دو یک نکته پررنگ وجود دارد درخواست از حکومت که بر عمر خویش پایان ندهد این دو این پیش بینی را می کنند که اگر حکومت به این خواست مدنی و اولیه تن ندهد به زودی شاهد پایان خویش خواهد بود این سر این دو بیانیه است نه برای مردم بل برای حکومت آیا رمزش را باز خواهند نمود؟بعید می دانم. 

آنسوتر شیخ اصلاحات اشاره به انقلاب مخملی می نماید و چه ظریف آنرا منصوب به دولت روس عنوان می نماید و چنین می گوید" شما با صاحبان انقلاب مخملی مودت دارید یا ما؟"این سوال ظریف شیخ است در آن نامه بلند بالا تا بگوید این هم توهمیست افزون بر توهمات پیشینتان. 

 این پاسخ صریح کروبی و موسوی بود پاسخی طولانی که از همه چیز می گوید و از مردم می خواهد که تنها به دعا دلخوش ننمایند که این راز مُرجئه معاویه است نه آنان که رابطه ای با اهمال و سستی ندارد به گوش باشید که جنبش مسیر نوینی را انتخاب خواهد نمود.به گوش! 

بیانیه شماره نه موسوی و  آخرین بیانیه کروبی
تمام مقالات بعد از بیست و دوم خرداد را اینجا بخوانید از همه حوادث گفته ایم......

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت   توسط رضا رادمنش  | 

بیاینه مجمع روحانیان مبارز یک گام به جلو که نبود هیچ ،حرکتی خود سر را به ذهن می آورد از آن حرکت های معروف خاتمی.همان حرکاتی که از دلش احمدی نژاد بیرون آمد خاتمی را می شود در دسته روشنفکران قرار داد اما وقتی نام سیاست می آید کمی سخت است او را در رده سیاست مداران متوسط قرار داد چه رسد به نخبگان سیاسی به قول شهروند خاتمی می تواند یک کارتر خوب باشد اما سوال اینجاست کارتر چه کرد که خاتمی از انجامش ناتوان باشد؟ 

همه ضعف هایی که یک فرد بدون اعتماد به نفس باید داشته باشد در خاتمی نهفته است اگر چه خاتمی یک روشنفکر نخبه می تواند باشد اما این دلیلی نیست که ضعف های اخلاقی او را نادیده بگیریم صادق زیباکلام حق دارد که از نبود اعتماد به نفس در خاتمی به شدت ناله می کند و زیدآبادی هم از داد ناتوانی خاتمی مقاله که هیچ صحیفه می نگارد . سازگارا او را شبیه به مشت زنی می داند که هشت سال در کنار رینگ مشغول کتک خوردن بوده، دریغ از یک ضربه آرام چه رسد به کاری! 

تا اینجا تحلیل های دیگران اما از اینجا به بعد سخن من.بیانیه مجمع روحانیون مبارز به کلی بوی عقب نشینی نمی دهد چه علاوه بر جفای به مردم حق اعتراض را نیز برای خود در نظر می گیرد اما سوال اساسی اینجاست.آیا حرف های نویی زده یا تنها به تایید سخن رهبران جنبش تاکید نموده؟از دل بیانیه مجمع روحانیان مبارز نه کلام نویی سر برون آورده نه تایید رهبران جنبش و کسی نیست بپرسد مگر همان میر حسین و کروبی که به آنها جفا شده مردم را دعوت به حرکات آرام و جنبش های خیابانی نمی کنند شما جای چه کسی این حق را به خود می دهید که بگویید "معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات خیابانی راه‌کار نیست". 

آقای خاتمی این بیانیه از چشم شما دیده می شود و من، نگارنده ای هستم که در مقابل انتقاد دوستان به عقب نشینی های شما همیشه مدافع شما بوده ام از این حرکات خودسر که به شدت نشان از ضعف عملگرا بودن و قدرت یک شخص شجاع را دارد پرهیز کنید و گرنه مردم این روزها علاوه بر اینکه بر دیکتاتورها می تازند با ترس هم رابطه خوشی ندارند تا دیر نشده کمی شجاعت را در آغوش گیرید و گرنه در روزی که هر شخصی پتانسیل حذف شدن دارد بگذارید اگر قرار است حذف شوید توسط اهرم قدرت حذف گردید نه در حافظه مردمی که تاریخ از ذهن آنان تراوش می کند! 

تمام مقالات بعد از بیست و دوم خرداد را اینجا بخوانید از همه حوادث گفته ایم......
متن کامل بیانیه مجمع روحانیان مبارز 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت   توسط رضا رادمنش  | 

این روزها هیچکس حال خوشی ندارد چه عده ای داغدارند و عده ای جاریست اشکی ز چشمشان.این روزها هیچکس حال خوشی ندارد وقتی در شهر مردانی را می بینی که سیاه پوشند چه حال خوشی برای تو می ماند؟وقتی مادرانی را می بینی که به دنبال دختران گمشده خود هستند آنهم با حالی حیران، آخر چه حالی برای تو می ماند؟وقتی پدری را می بینی که با هزار بدبختی خبری از پسرش می گیرد و خبر چیزی جز مرگ پسر نیست آخر چه حالی برای تو می ماند؟وقتی می بینی خون آشام ها در پی قاتلین همرزممان، نامه می دهند آخر چرا نباید فریاد زد؟ 

وقتی روزنامه ها را ورق می زنی و می بینی همه به دنبال گمگشتگان خویشند چه حال خوشی برای آدم می ماند؟این روزها هیچکس حال خوشی ندارد حتی مادر،هر صدای دری، هر زنگ بی موقعی او را پریشان می کند.این روزها هیچکس نمی خندد.این روزها همه غمگینند غم ندا یک طرف و غم هزاران شهید دیگر سوی دگر.با کدامین اشک چشم می شود زار زد؟مگر اشکی هم مانده؟ 

غم رای از دسته رفته کجا و خونی که ریخته شده کجا؟ این روزها هیچکس حال خوشی ندارد.انگار قرارست اتفاقی بیفتد وگرنه که می تواند خون ریخته شده را فراموش کند؟این روزها صداها همه خش دار شده است صدایی که ز پا نمی نشیند حتی اگر فریاد آخر باشد. اینروزها حتی خواننده های بلاگ من هم تغییر کرده اند.قبلا دست کم فحشی می دادند مرا می نواختند گاهی ز نثرم تعریفی می کردند، اما دیگر ……… 

من هم مثل همه حال خوشی ندارم گاهی اشک می ریزم گاهی هق هق سپس با اندک امیدی به زندگی بر می گردم، من هم دست کمی از بقیه ندارم.بدون تمرکز در پی عزیزان در پی خون یاران دبستانی و در پی اندکی هوای آزاد،اما نمی دانم چرا نمی توانم باخت را قبول کنم این روزها اگر چه همه حال خوشی نداریم اما با دیروز خود تفاوت ها داریم این روزها همه دست هم را می گیرند اینروزها همه مراقب همدیگر هستند اینروزها دیگر هیچکس زیر دست و پا نمی مانند، این روزها هرکس بوق می زند بقیه هم دستشان را روی بوق می گذارند، این روزها جای پسران و دخترانی که دیگر بازنمی گردند را من و تو باید پر کنیم.این روزها همچنان حق با من است که می گویم پیروزی نزدیک است.حق با منست و تو که مرا تایید خواهی کرد.پس اینروزها ببوسم روی ماهت را…………….

تمام مقالات بعد از بیست و دوم خرداد را اینجا بخوانید از همه حوادث گفته ایم......
لینک اصلی این یادداشت اینجاست

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت   توسط رضا رادمنش  | 
 
  بالا